تبلیغات
منتظران منتقم

منتظران منتقم

المُنتَظِرُ لأِمرِنا كَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ اللّه ِ

« بسم الله الرحمن الرحیم »
آیت الله مجتبی تهرانی، امام عصر را گمشده سه علم اخلاق، فلسفه و عرفان می خواند و با بیان اینکه معرفت خدا همان شناخت امام زمان است، می فرمود: وجود مقدس امام زمان(عج) حلقه ارتباطیِ بین واجب و ممکن است و اگر او را شناختی، بدون اینکه تقاضا کنی، خدا او را به تو می شناساند...

 


ادامه مطلب

[ جمعه 6 دی 1392 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ مرید تاب و تب ] [ نظرات() ]

ظهور امام عصر(ع) نزدیک است و مرگ نزدیک تر ..
امام زمان(ع) را می دانم که اگر هم بنا باشد بیاید، فردا صبح می آید. بله؟ دیگر امشب که نمی آید. مثلا می گوییم فردا صبح می آید. مثلا می گوییم جمعه می آید. اما مرگ را چه می دانیم. پس من باید آماده باشم. آمادگی برای مرگ خیلی بیشتر لازم است. سرمایه ای که انسان برای مرگ نیاز دارد، خیلی بیشتر است...

 


ادامه مطلب

[ جمعه 6 دی 1392 ] [ 11:10 ب.ظ ] [ مرید تاب و تب ] [ نظرات() ]

بسم رب الحیدر

یا صاحب الزمان عیدتان مبارک...

پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم):

علی و نسل او را دوست بدار؛ زیرا که خداوند عزوجل دوست داشتن آنان را بر بندگان واجب فرموده است.

ینابیع المودة:2/292/842

آنگاه که هدایت شدم

از وقتی با آیت الله صدر و آیت الله خوئی آشنا شده بود. شک تمام وجودش را گرفته بود.

آمد خانه دید همه آن چیز هایی که از آن شنیده بود و در کتابهای آنها خوانده بود. در کتابهای خودشان هم هست. نتوانست مقابل وجدانش بایستد. با خودش می گفت: نمی شود قبول کرد؛ این همه روایت در کتابهای خودمان درباره ولایت و جانشینی علی بن ابیطالب علیه السلام می باشد، همه صحیح، همه معتبر، باز آدم بخواهد لجاجت کند و حق را به کس دیگری غیر امیرمومنان بدهد.

هر چه تلاش کرد، زورش به وجدانش نرسید. آخرسر از نو ایمان آورد. ایمان به همه چیزهایی که در دین بود. ایمان به ولایت، ایمان به علی.

شیعه شد؛ از روی معرفت. کتاب نوشت در حقانیت شیعه. آن هم چند تا.

کتاب آنگاه که هدایت شدم « محمد تیجانی» داستان همین ماجراست.


عید غدیر خم بر همه شیعیان جهان مبارک.

غدیر کربلای عوام بود و کربلا، غدیر خواص؛ در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد جفا شد. ولی در کربلا با این که بیعت برداشته شد وفا شد.

خدایا بصیرمان کن تا ناصر ولی امرمان باشیم.

 



[ پنجشنبه 2 آبان 1392 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ خادم المهدی ] [ نظرات() ]

روز عرفه را از دست ندهیم!


[ دوشنبه 22 مهر 1392 ] [ 08:45 ق.ظ ] [ مهدی یاور 1 ] [ نظرات() ]

دل به کوفیان قوی مدار!


دشنام ها آزارت نمی دهند و نیز سنگ هایی که پیشانی بلندت را شکسته اند.

خونِ بسیار رفته از پیکر تنومندت باعث ضعف زانوانت نیست چیزی که نفس هایت را به شماره انداخته، بی شک کثرتِ شمشیر زدن هایت نبوده است. آن چه تو را به جنون می کشد، حیرتِ توست؛ حیرت از این همه ریا کاری و سُست عنصری که از در و دیوارِ کوفه فرو می بارد، حیرت از این همه نامردمی و دو رنگی. آن چه تو را به جنون می کشد، دغدغه توست به خاطر فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم که با کاروان کوچک اهل بیت خویش، بی هیچ سپاه و همراهی، اینک به سوی این شهرِ غبارآلود در حرکت است و کاری از تو ساخته نیست که باز داری اش.

گرچه خود یقین داری که حسین(ع) ، نیک می داند که در این شهر چه می گذرد. امّا می آید؛ نه به خاطر این که فریب خورده باشد، بلکه رسالتش این گونه برایش رقم زده است.

فریاد برمی آوری: ای ریا کاران! آیا شما نبودید نویسندگان صدها نامه حزن آلود که او را به این شهر می خواندند؟!

آیا شما نبودید که اصرار به آمدنش کردید؟!

نیک این منم؛ فرستاده حسین(ع)، کدام یک از شما به یاریِ من شمشیری خواهد برداشت؟!

از کوفیان، بیش از این انتظار نیست. مگر از جفای همین قوم نبود که علی(ع) سر به چاه فرو می برد؟

مگر این قوم، نهروانیان نبودند؟

مگر بانیانِ حکمیّت در صفین، جز این ها بوده اند؟

مگر همان ها نیستند که حکمِ جهادِ مولا را ردّ می کردند، چون تابستان بود و هوا گرم؟

آیا می توان انتظار کشید از قومی که با پدر، این چنین بوده اند با پسر، دیگرگونه باشند؟! بوی لجن زارِ نفاق را از بازدمِ کوفیان می توان استشمام کرد.

هوای کوفه، بوی مرداب به خود گرفته است؛ مرداب، آری! شاید «مرداب» بهترین صفتی باشد که بتوان برای مردگانِ ایستاده کوفه پیدا کرد.

این جُغدِستانی که مردمانش همچنان که با زبان، مدحِ یزید را می گویند، قلم هایشان برای حسین (ع) نامه می نویسد. و در انتها، آن کس که سکه های طلای سنگین تری به کمر بسته باشد، وفاداریِ کوفیان را خواهد خرید.

امّا حسین(ع)، وفای یارانش را خرید و فروش نمی کند. وفا را در ایمانِ مردم می خواهد، نه در کیسه های زر و برق شمشیر خوش.

و بدین گونه بود که جماعت کوفی، یزید را برگزید...

 

پس اینک ای مسلم! دل به یاری کوفیان قوی مدار؛ این شهر، شهرِ امامِ تو نیست. ای کاش می شد که بازگردی! امّا گویی که تقدیر، تو را چنین خون آلود خواسته است...

 

منبع: فصلنامه اشارات، شماره ۵۵



شهادت سفیر عشق "مسلم بن عقیل" تسلیت باد





[ دوشنبه 22 مهر 1392 ] [ 07:59 ق.ظ ] [ مهدی یاور 1 ] [ نظرات() ]

داستانی عجیب از کرامات امام زمان(عج)

چنین نیست که ما چون در دوران غیبت به سر می بریم امام عصر(عج) از ما غافل است، بلکه ایشان وظیفه ی ولایت معنوی خود را به انجام می رسانند و شیعیان واقعی را تحت هدایت خود قرار میدهند و آفتهای روح آنها را می زدایند.

نمونه ای از کرامات ایشان که حتی شامل حال افراد اهل تسنن شده  بیان شده است، با تفکر در این داستان واقعی می بینیم که خدا چگونه انسانها را آزمایش می کند و اینکه ما باید در تمام آزمایشهای الهی از امام زمان خود استعانت بجوییم.

ادامه مطلب

[ شنبه 6 مهر 1392 ] [ 11:44 ق.ظ ] [ مهدی یاور 1 ] [ نظرات() ]

ضامن چشمان آهوها

تقدیم به پیشگاه مولایمان علی بن موسی الرضا(ع)

زائری بارانی ام، آقا به دادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام، تنها...به دادم میرسی؟

 

گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها! به دادم میرسی؟

 

از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند:

گنبد و گلدسته هایت را، به دادم میرسی؟

 

ماه نورانی شبهای سیاه عمر من!

روسیاهم، عمر من! آیا به دادم میرسی؟

 

ماهی افتاده بر خاکم، لبالب تشنگی

پهنه ی آبی ترین دریا! به دادم میرسی؟

 

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا(س)، به دادم میرسی؟

 

باز هم مشهد، مسافرها، هیاهوی حرم

یک نفر فریاد زد: آقا!...به دادم میرسی؟

 

رضا نیکوکار

 

میلاد امام رئوفمان آقا علی بن موسی الرضا مبارک باد







طبقه بندی: مناسبتهای مذهبی،
[ یکشنبه 24 شهریور 1392 ] [ 10:38 ق.ظ ] [ مهدی یاور 1 ] [ نظرات() ]

انسان، بی امام زمان مکار می‌شود !

  انسان بی امام زمان مکار می شود

 

 

 

 

برای تبدیل زندگی به بندگی، اول باید محدودیت و قانونمندی دین و ولایت را در عرصة فکرمان بپذیریم؛ یعنی فقط ظاهر و مادیات را نبینیم. فکری منتظرِ امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف است که نزدیک به فکر امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد. باید فکرمان را به امام نزدیک کنیم.


برنامة سمت خدا از پر مخاطب‌ترین برنامه‌های شبکه سه سیماست که با دعوت از اساتید و اندیشمندان موضوع‌های دینی را با زبان ساده و جذاب در اختیار بینندگان خود قرار می‌دهد. ماندگاری در برخی از برنامه‌های آن به طرح مباحث دینی از جمله مهدویت می‌پردازد. پرسش «آیا امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خواهد که ما زندگی را به بندگی تبدیل کنیم؟» در یکی از این برنامه‌ها و در تاریخ 13/4/1391 مطرح شده است و پاسخ ذیل را از ایشان می‌خوانیم.



ادامه مطلب



طبقه بندی: انتظار، امام شناسی،
[ چهارشنبه 13 شهریور 1392 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ مرید تاب و تب ] [ نظرات() ]

شهادت امام صادق (ع) تسلیت باد.

درک رمز حیات

راه تقویت اراده در کلام امام صادق (ع)

وقتی خود را در مدار خورشیدی تابان نظاره كنی و به این باور برسی كه خروج از مدار آن منبع نور، مساوی با رها شدن در كهكشانی پر از سیاهچال‌هایی است كه تاب دیدن نور را ندارند، یك لحظه چشم از نور برنمی‌داری و همواره بر حركات و سكنات خود مواظبت داری تا از مدار خارج نشوی، چرا كه به خوبی می‌دانی كه فاصله گرفتن از مدار همان و بریدن از حبل متین حیات همان،‌ بریدن همان و رها شدن در سرمای خودمحوری و شكارِ گرگ‌های كهكشان شدن همان.

برای هارون مكّى ، امام صادق(ع) خورشیدی است تابان، خورشیدی كه هر سیاره به اندازة معرفتش مدار چرخشش را مشخص می‌كند.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: مناسبتهای مذهبی،
[ یکشنبه 10 شهریور 1392 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ مرید تاب و تب ] [ نظرات() ]

علل غیبت امام زمان (عج) از دیدگاه امام صادق(ع)

عبد الله بن فضل هاشمی می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: «همانا برای صاحب این امر غیبتی است که چاره‌ای از آن نیست و در آن هر اهل باطلی در شک و تردید قرار می‌گیرد.»

 پس به امام عرض کردم: فدایتان شوم، این غیبت به خاطر چیست؟ امام علیه السلام فرمودند


ادامه مطلب



طبقه بندی: انتظار،
[ یکشنبه 3 شهریور 1392 ] [ 09:41 ب.ظ ] [ مهدی یاور 1 ] [ نظرات() ]

امام مهدی در نهج البلاغه




نهج البلاغه كتابى است كه شریف رضى، محمد بن ابواحمد حسین هاشمى علوى، آن را جمع آورده و گزیده سخنان امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیه السلام را در آن گنجانده است. سید رضى خود در این باره گوید: دیدم سخن آن حضرت بر سه محور گردش مى‏كند: اول خطبه‏ ها و اوامر، دوم نامه‏ ها و سوم پندها و اندرزها.
وى در دنباله سخنان خود مى‏گوید:«این كتاب مورد نیاز دانشمند و دانشجو و مطلوب هر زاهدى است. در خلال این كتاب، سخنان شگفت آورى در توحید و عدل و منزه كردن خداوند از شباهت به مخلوقات نیز بیامده كه تشنه را سیراب مى‏كند و شفاى هر بیمارى و روشن كننده شبهه‏ هاى تاریك است.



خطبۀ 150/1:آینده بشریت و ظهور حضرت مهدی(عج)

  به راه های چپ و راست رفتند و راه ضلالت و گمراهی پیمودند وراه روشن هدایت را گذاشتند.پس دربارۀ آنچه که باید باشد شتاب نکنید و آنچه را که در آینده باید بیاید دیر مشمارید، چه بسا کسی برای رسیدن به چیزی شتاب می کند اما وقتی به آن رسید دوست دارد که ای کاش آن را نمی دید و چه نز دیک است امروز ما به فردایی که سپیدۀ آن آشکار شد. ای مردم! اینک ما در آستانۀ تحقّق وعده های داده شده و نزدیکی طلوع آن چیز هایی که بر شما پوشیده و ابهام آمیز است، قرار داریم.



ادامه مطلب

[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 03:06 ب.ظ ] [ مهدی یاور2 ] [ نظرات() ]

شناخت امام شناخت یک حقیقت

شناخت امام شناخت یک حقیقت

به ما دستور داده اند که امام خود را بشناسیم و گفته اند که امام شناسی از اصول دین است؛ یعنی ابتدا باید با فکر و تعقل بدان رسید، همان گونه که توحید و نبوت را ابتدا با استدلال می پذیریم یعنی همان گونه که برای وجود خداوند برهان داریم، برای امام شناسی هم برهان داریم.

پیامبر اکرم (ص) فرموده اند:« من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیه» یعنی هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

در واقع معنی حدیث این است که اگر قرآن بخوانی و روزه بگیری ولی امام زمان خود را نشناسی هنوز با عقاید اسلامی زندگی نکرده ای و لذا بت پرست هستی و اگر بمیری بت پرست مرده ای. زیرا مرگ جاهلیت یعنی مرگ بت پرستانه.

حتما خودتان فکر کرده اید که باید امام زمان (عج) یک حقیقت و یک مقام فوق العاده معنوی باشد که شناخت آن حقیقت و آن مقام این همه برکت دارد و در صورتی که آن حقیقت شناخته نشود امکان فهم قرآن و استفاده از آن برای مسلمانان وجود ندارد، چون این روایت را زمانی پیامبر اکرم (ص) فرموده اند که در بین مسلمانان قرآن بوده و از آن استفاده هم می کردند و با این همه حضرت فرموده اند: اگر کسی بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

مسئله این است که شناخت امام، یک شناخت معمولی نیست. از خود بپرسید: این چه شناختی است که اگر نماز بخوانی، روزه بگیری، حج بروی، ولی نسبت به امام زمان خود معرفت نداشته باشی دینداری تو زیر سوال می رود؟!

پس این شناخت صرفا شناخت اسمی و لفظی و خانوادگی نیست، بلکه شناخت یک مقام است. امام یک مقام است و سن و اسم حضرت نسبت به شناخت حقیقتشان بسیار فرع است.

برگرفته از کتاب مبانی معرفتی مهدویت(اصغر طاهرزاده)


هدیه:



[ سه شنبه 22 مرداد 1392 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ مرید تاب و تب ] [ نظرات() ]

عید سعید فطر مبارک


یابن الحسن!
سی شب به تو التماس کردم
این لحظه جواب طالب ام من

خواهی بنواز و خواه رد کن
احسان و عتاب طالب ام من

از کوی تو بوی عطر آمد
برخیز که عید فطر آمد

اعمال روز عید سعید فطر در ادامه مطالب



ادامه مطلب

[ پنجشنبه 17 مرداد 1392 ] [ 11:29 ب.ظ ] [ مهدی یاور2 ] [ نظرات() ]

در ماه مغفرت نشد آقا ببینمت

این روزها که زمزمه ی یار می کنم

خیلی هوای دیدن دلدار می کنم

 

در ماه مغفرت نشد آقا ببینمت

بر بی لیاقتی خود اقرار می کنم

 

یک بار هم نشد بنشینم کنار تو

از بس که بر معاصی ام اصرار می کنم

 

این نفس سر کش از چه رهایم نمی کند؟!

این چه گناهی است که تکرار می کنم؟!

 

این «تحبس الدّعا» شدنم بی سبب که نیست

از بس که رو به سفره ی اغیار می کنم

 

گفتم به خود که حداقل ای کریم شهر

یک شب کنار سفره ات افطار می کنم ...

 

فهمیده ای به درد تو آقا نمی خورم

زیرا خلاف امر تو رفتار می کنم

 

من نوکر تو هستم و محتاج لطف تو

خود را به تو همیشه بدهکار می کنم

 

دل را که حجم معصیت آن را گرفته است

با اشک های روضه سبک بار می کنم




طبقه بندی: خلوت انتظار، مناسبتهای مذهبی،
[ پنجشنبه 17 مرداد 1392 ] [ 02:59 ب.ظ ] [ مهدی یاور 1 ] [ نظرات() ]

در طلب علم کیمیا

 
در سفری که امام خمینی(ره) برای زیارت به «مشهد مقدّس» رفته بودند، امام در صحن «حرم امام رضا(ع)» با سالک الی الله، حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امّت(ره) که در آن زمان، شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت، وقت را غنیمت می‌شمارد و به ایشان می‌گوید: با شما سخنی دارم. حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید:
من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حرّ عاملی(ره) بمانید، من خودم پیش شما می‌آیم.
بعد از مدّتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟
امام(ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا(ع) کرد و گفت:
تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیا داری به ما هم بده؟
حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد؛ بلکه به امام(ره) فرمودند:
اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید، آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟
امام خمینی(ره) که از همان ایّام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکّری به ایشان گفتند:
نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.
حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام(ره) شنید، رو به ایشان کرد و فرمود:
حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید، من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن اینکه:


بعد از نمازهای واجب یک بار آیـ[ الکرسی را تا «هو العلیّ العظیم» می‌خوانی.
و بعد تسبیحات فاطمه زهرا(س) را می‌گویی.
و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.
و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد.
و بعد سه بار آیه مبارکه: «وَمَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا»1 را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.


[ سه شنبه 15 مرداد 1392 ] [ 02:17 ق.ظ ] [ مهدی یاور2 ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 14 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار